مصطفى محقق داماد
120
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
حاضر بحث مقدّمه واجب است يعنى مقدمه وجود ، نه مقدّمه وجوب . مقدّمهء داخلى و مقدّمه خارجى - هرگاه واجب مركّب از چند جزء باشد انجام آن واجب متوقّف است بر انجام و تحقّق تمامى اجزاء ، پس رابطه اجزاء با واجب رابطهء مقدّمى است و در اصطلاح اجزاء را مقدّمه داخلى مىگويند . مانند ركوع ، سجود و قيام نسبت به نماز . در برابر مقدّمه داخلى ، مقدّمهء خارجى قرار دارد كه جزء واجب نيست بلكه خارج از واجب ، و خود داراى وجود مستقلّ است . مانند طى مسافت نسبت به انجام فريضه حج . در اينجا بحث در مورد قسمت دوّم است ، يعنى مقدّمهء خارجى ، زيرا در مورد مقدمه داخلى ترديدى نيست كه حكم شارع پس از صدور بر كلّيه اجزاء واجب شمول دارد . مضافا به اينكه گروه زيادى از علماى اصول بطور كلى مقدّمات داخلى را از اقسام مقدّمه محسوب نمىدارند . « 1 » مقدمه شرعى و مقدمه عقلى - مقدّمه شرعى آن است كه واجب شرعى بدون آن انجامپذير نيست ولى ملازمه و ارتباط بين مقدّمه و ذى المقدّمه عقلا استنباط نمىشود بلكه شارع مقدس به موجب ادلّه شرعيه آن را اعلام و مقرّر مىدارد . مانند طهارت و نماز ، كه در اين فرض طهارت از مقدّمات شرعيهء نماز ، و براى صحيح انجام دادن اين فريضه ، واجب شرعى است ولى بين اين دو ، ملازمهء عقلى استنباط نمىشود يعنى اگر حكم شرعى بر لزوم طهارت وجود نمىداشت ، عقل ممكن بود مستقلا وجوب آن را احراز نكند . بههمينجهت بعضى از محافل ظاهرا مذهبى كه اخيرا خواستهاند براى
--> ( 1 ) رجوع شود به كفاية الاصول محقق خراسانى ج 1 ص 140 .